Positioning یا این که ردهیابی مارک
ردهیابی به روند کردار تصویری معین، متمایز و مناسب از مارک در ذهن استفاده کننده مقصود گفته میگردد. مقامیابی خیر فقطً یک شعار تبلیغاتی، بلکه استراتژیای میباشد که می بایست در همه شبکههای ارتباطی و تجارب مشتری پیادهسازی خواهد شد. در حالی که برندسازی (Branding) به کلیت نامونشان مارک میپردازد، ردهیابی دقیقاً مشخص و معلوم مینماید که کاربر چه تصویری از مارک طراحی سایت در مشهد می بایست در ذهن داشته باشد.
برای تدوین رده مارک، این پروسه کلیدی وجود داراست:
شناسایی خصوصیت منحصر به فرد مارک (Unique Selling Proposition)
آشنایی ذهنیت فعلی استفاده کننده از مارک
پیاده سازی پیام مهم (Core Message)
ثبت پیام در شبکههای ارتباطی
ابزارهایی مانند پیاده سازی پیام مارک، آزمایش A/B ، نقشه خیالی مشتری (Customer Mind Map) و ماتریس منزلتیابی به بازاریابان امداد مینماید تا استراتژی منزلتیابی را پیادهسازی نمایند.
بهتیتر مثال، برندهایی مانند Apple با دقت بر «آسانی و ابتکار عمل» یا این که Volvo با محوریت «ایمنی»، جایگاهی به یادماندنی در ذهن مشتریان جهانی تولید کردهاند. این ردهیابی، خیر نتیجه ها یک کمپین موقت، بلکه سودی یک استراتژی بلندمدت، همسو باارزشهای مهم مارک بوده میباشد.
مزایای استعمال از سبک STP در بازاریابی
مزایای به کار گیری از سبک STP در بازاریابی
سبک STP با به دست آوردن چارچوبی تحلیلی و عملیاتی، این قابلیت را به استخراجوکارها میدهد که کارهای بازاریابی خویش را با تمرکز، هدفمندی و اثربخشی بیشتری پیاده سازی نمایند، از اختصاص با صرفه منابع گرفته تا پیاده سازی پیامهای ظریف و قابلاندازهگیری. STP بهتیتر ابزاری کلیدی برای توفیق برندها در بازار رقابتی شناخته میگردد. درپی، به نظارت مهمترین مزایای این سبک می پردازیم.
باصرفهسازی میزان دارایی تبلیغات
یک کدام از معضلهای رایج در بازاریابی، هدررفت منابع مالی در کمپینهای بیغرض میباشد. سبک STP با نصیببندی هوشمند بازار و تمرکز بر مخاطبان خاص، به برندها این قابلیت و امکان را میدهد که تبلیغات خویش را دقیقاً در جایی هزینه نمایند که بیشترین بازدهی را داراست. بهمکان به کار گیری از میزان دارایی در مقیاس عظیم و دور از هم، دستیابیوکارها میتوانند قسمتهایی از بازار را که بیشترین پتانسیل را داراهستند، شناسایی کرده و روی آنان سرمایهگذاری نمایند.
سود این منش، کاهش هزینههای تبلیغاتی و ارتقا نرخ برگشت سرمایه (ROI) میباشد.
ارتقاء نرخ تبدیل (Conversion Rate)
با مقصودگیری ظریف و مقامیابی درست مارک، احتمال تبدیل کاربر به مشتری ارتقا می یابد. وقتی که پیامهای تبلیغاتی با نیازها، عشق و علاقهمندیها و گرفتاریهای حقیقی کاربر مطابقت داراست، تعامل بیشتری صورت می گیرد و نرخ کلیک، تصویباسم، خرید و بقیه هدف ها کمپینها بهطور محسوسی بهبود می یابد.
به کار گیری از سبک STP به برندها این قابلیت را می دهد که محتوای خویش را مبتنی بر لهجه، لحن، نیاز و شبکه ترجیحی مشتریان فردیسازی نمایند؛ عاملی که تأثیر بدون واسطه در نرخ تبدیل خواهد داشت.
Positioning یا این که ردهیابی مارک
ردهیابی به روند کردار تصویری معین، متمایز و مناسب از مارک در ذهن استفاده کننده مقصود گفته میگردد. مقامیابی خیر فقطً یک شعار تبلیغاتی، بلکه استراتژیای میباشد که می بایست در همه شبکههای ارتباطی و تجارب مشتری پیادهسازی خواهد شد. در حالی که برندسازی (Branding) به کلیت نامونشان مارک میپردازد، ردهیابی دقیقاً مشخص و معلوم مینماید که کاربر چه تصویری از مارک طراحی سایت در مشهد می بایست در ذهن داشته باشد.
برای تدوین رده مارک، این پروسه کلیدی وجود داراست:
شناسایی خصوصیت منحصر به فرد مارک (Unique Selling Proposition)
آشنایی ذهنیت فعلی استفاده کننده از مارک
پیاده سازی پیام مهم (Core Message)
ثبت پیام در شبکههای ارتباطی
ابزارهایی مانند پیاده سازی پیام مارک، آزمایش A/B ، نقشه خیالی مشتری (Customer Mind Map) و ماتریس منزلتیابی به بازاریابان امداد مینماید تا استراتژی منزلتیابی را پیادهسازی نمایند.
بهتیتر مثال، برندهایی مانند Apple با دقت بر «آسانی و ابتکار عمل» یا این که Volvo با محوریت «ایمنی»، جایگاهی به یادماندنی در ذهن مشتریان جهانی تولید کردهاند. این ردهیابی، خیر نتیجه ها یک کمپین موقت، بلکه سودی یک استراتژی بلندمدت، همسو باارزشهای مهم مارک بوده میباشد.
مزایای استعمال از سبک STP در بازاریابی
مزایای به کار گیری از سبک STP در بازاریابی
سبک STP با به دست آوردن چارچوبی تحلیلی و عملیاتی، این قابلیت را به استخراجوکارها میدهد که کارهای بازاریابی خویش را با تمرکز، هدفمندی و اثربخشی بیشتری پیاده سازی نمایند، از اختصاص با صرفه منابع گرفته تا پیاده سازی پیامهای ظریف و قابلاندازهگیری. STP بهتیتر ابزاری کلیدی برای توفیق برندها در بازار رقابتی شناخته میگردد. درپی، به نظارت مهمترین مزایای این سبک می پردازیم.
باصرفهسازی میزان دارایی تبلیغات
یک کدام از معضلهای رایج در بازاریابی، هدررفت منابع مالی در کمپینهای بیغرض میباشد. سبک STP با نصیببندی هوشمند بازار و تمرکز بر مخاطبان خاص، به برندها این قابلیت و امکان را میدهد که تبلیغات خویش را دقیقاً در جایی هزینه نمایند که بیشترین بازدهی را داراست. بهمکان به کار گیری از میزان دارایی در مقیاس عظیم و دور از هم، دستیابیوکارها میتوانند قسمتهایی از بازار را که بیشترین پتانسیل را داراهستند، شناسایی کرده و روی آنان سرمایهگذاری نمایند.
سود این منش، کاهش هزینههای تبلیغاتی و ارتقا نرخ برگشت سرمایه (ROI) میباشد.
ارتقاء نرخ تبدیل (Conversion Rate)
با مقصودگیری ظریف و مقامیابی درست مارک، احتمال تبدیل کاربر به مشتری ارتقا می یابد. وقتی که پیامهای تبلیغاتی با نیازها، عشق و علاقهمندیها و گرفتاریهای حقیقی کاربر مطابقت داراست، تعامل بیشتری صورت می گیرد و نرخ کلیک، تصویباسم، خرید و بقیه هدف ها کمپینها بهطور محسوسی بهبود می یابد.
به کار گیری از سبک STP به برندها این قابلیت را می دهد که محتوای خویش را مبتنی بر لهجه، لحن، نیاز و شبکه ترجیحی مشتریان فردیسازی نمایند؛ عاملی که تأثیر بدون واسطه در نرخ تبدیل خواهد داشت.

خطاها رایج در طیبندی پستها